نیکینیکی، تا این لحظه: 12 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

نیکی عسل باباومامان

بدون عنوان

دلم بي ترجمان چشم تو معنا نمي گردد بدون گردش چشمت شبم فردا نمي گردد به آيينه نظر كردم نديدم جز تورا در آن توئي در من كه او هرگز تك و تنها نمي گردد ...
11 آذر 1392

بدون عنوان

دخترم همیشه خوشبخت باش ، همان کسی باش که می خواهی ، اگر دیگران آن را دوست ندارند، بگذار نداشته باشند. یادت باشد “ خوشبختی یک انتخاب است ” زندگی، راضی نگه داشتن همه نیست . . ...
5 آذر 1392

فال حافظ

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد        زدم‌این فال وگذشت اختروکارآخرشد آن همه نازوتنعم که خزان می‌فرمود        عاقبت در قدم باغ بهار آخر شد شکرایزدکه به اقبال کله گوشه گل        نخوت باد دی و شوکت خارآخر شد صبح امید که شدمعتکف پرده غیب        گوبرون آی که کار شب تارآخرشد بعدازاین نوربه‌آفاق دهم‌ازدل‌خویش        که به خورشیدرسیدیم وغبارآخرشد آن پریشانی شبهای درازوغم دل        همه در سایه گیسوی نگارآخر شد باورم نیست...
5 آذر 1392

تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی

  تو آمدی و خدا خواست دخترم باشی و بهترین غزل توی دفترم باشی تو آمدی که بخندی ، خدا به من خندید و استخاره زدم ، گفت کوثرم باشی خدا کند که ببینم عروس گلهایی خدا کند که تو باغ صنوبرم باشی خدا کند که پر از عشق مادرت باشی خدا کند که پر از مهر مادرم باشی همیشه کاش که یک سمت ، مادرت باشد تو هم بخندی و در سمت دیگرم باشی تو آمدی که اگر روزگارمان بد بود تو دست کوچک باران باورم باشی بیا که روی لبت باغ یاس می رقصد بیا گلم که خدا خواست دخترم باشی تو آمدی و خدا خواست از همان اول تمام دلخوشی روز آخرم باشی ...
27 آبان 1392